
... مي ستاييم مهر ِدارنده ي دشت هاي پهناور را،
او كه به همه ي سرزمين هاي ايراني،
خانماني پُر از آشتي، پُر از آرامي و پُر از شادي مي بخشد ...
ما خواهانیم كه پشتیبان كشور تو باشیم، ما نمیخواهیم كه از كشور تو جدا شویم، نمیخواهیم از خانمـان جـدا شویم، نمیخواهیم از روستـا جـدا شویم، نمیخواهیم از دهستـان جدا شویم، نمیخواهیم از كشور جدا شویم. مباد جز این! تا مهـرِ دارنده بازوان نیرومند ما را از دشمن بپاید.
میستاییم مهـر و اهورای بزرگ و گرامی و نیستی ناپذیر را؛ میستاییم ستارگان و ماه و خورشید را، و میستاییم آن مهـر را كه سرور همه كشورهاست.
"مهر یشت"
*مهرباني مهرگان شاد باد*
معلم پای تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسيها
لواشک بين خود تقسيم می کردند
وآن يکی در گوشهای ديگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اينکه بيخود هایو هو می کرد و با آن شور بیپايان
تساويهای جبری را نشان میداد
با خطی خوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاريک
غمگين بود
تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است
از ميان جمع شاگردان يکیبرخاست ؛ هميشه يک نفر بايد بپاخيزد...
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچهها ناگه به يک سو خيره گشت و معلم مات بر جا ماند
و او پرسيد: اگر يک فرد انسان، واحد يک بود
آيا يک با يک برابر بود؟
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگين فرياد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه میداشت بالا بود
وآن سيه چرده که می ناليد پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوی زير و رو می شد
حال میپرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگرديد؟
يا چهکس ديوار چينها را بنا میکرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم میگشت؟
يا که زير ضربه شلاق له میگشت؟
يک اگر با يک برابر بود
پس چهکس آزادگان را در قفس میکرد؟
معلم نالهآسا گفت:
بچهها در جزوههای خويش بنويسيد:
يک با يک برابر نيست.......
"خسرو گلسرخی"
پی نوشت: درود بی کران بر تمام دوستان آریایی از صمیم قلب از شما دوستان پوزش می خواهم که مدتی نمی توانم در تارنگارهای ارزشمند شما دوستان حضور داشته باشم و نهایت سپاس را داشته باشم از حضور گرم و صمیمانه شما دوستان گرانقدر.
می دانم که ستایش شما دوستان بیش از این واژه هاست اما در این لحظات اندک از صمیم قلب از حضور شما نهایت سپاس را دارم و بهترین آرزو ها را برای شما عزیزان دارم.
شاد باشید و جاودانه
در پناه خداوند یکتا و اهورای هستی بخش

